تفاوت استرس و اضطراب – گويا آی‌ تی

 

تفاوت استرس و اضطراب – گويا آی‌ تی


آیا می دانید که استرس و اضطراب چه تفاوتی با هم دارند؟ این دو کلمه در بسیاری از موارد هم معنی در نظر گرفته شده و به جای هم به کار می روند، بنابراین بسیاری از مردم تفاوت استرس و اضطراب را نمی دانند یا اینکه اصلاً تفاوتی بین این دو قائل نیستند. از طرف دیگر، زندگی مدرن هم آنقدر شلوغ و پرتکاپو شده که احساس استرس و اضطراب به یکی از بخش های جدانشدنی زندگی مردم تبدیل شده است.

اما چه تفاوتی بین استرس و اضطراب وجود دارد؟ ما در اینجا به ۷ نکته اشاره می کنیم که با توجه به آنها پاسخ به این سوال برای شما روش خواهد شد:

 

  1. تعریف استرس

برای روشن شدن تفاوت استرس و اضطراب، در ابتدا به سراغ تعریف این دو واژه می رویم.

استرس، کلمه ای است که در سال ۱۹۳۰ توسط هانس زیله ابداع شد و تعریف ابتدایی آن این بود: «واکنش غیر اختصاصی (به این معنی که می تواند دلایل مختلفی داشته باشد) بدن به هر الزام برای تغییر.» به باور آقای زیله، فشار ناشی از استرس آن انگیزه ای که برای تغییر رفتار مورد نیاز است را به ما می دهد، و لذا استرس می تواند خوب یا بد باشد.

با مراجعه به یک منبع جامع تر و مدرن، یعنی ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات ذهنی (DSM-5) به این تعریف از استرس بر می خوریم:

«روند واکنش های اختصاصی و غیراختصاصی که یک فرد به رویدادهای محرکی نشان می دهد که تعادل وی را به هم می زنند و توانایی او برای مقاومت را تحت فشار قرار داده یا از قدرت مقاومت وی فراتر می روند

اساساً استرس با چگونگی مقاومت ما در برابر محرک هایی ارتباط دارد که ما را تحت تاثیر خود قرار می دهند.  این محرک ها می توانند درونی یا بیرونی باشند و مقاومت ما می تواند به صورت بیرونی و با کمک دیگران، یا با نیروی درونی خودمان صورت بگیرد. فارغ از چگونگی تعریف این متغیرها، هنگامی که منابع ما توسط یک محرک تحت فشار قرار می گیرند، استرس به وجود می آید. هر چه این فشار بیشتر باشد، استرس هم بیشتر خواهد بود.

 

  1. تعریف اضطراب

اما اضطراب معمولاً از درون به وجود می آید و با درک ما نسبت به الزامات یا منابعی که برای مقاومت در اختیار داریم سر و کار دارد. اضطراب در واقع حساب و کتاب درونی ما درباره استرس، اثرات بالقوه آن و احساسات ما راجع به آن را در بر می گیرد. مثلاً سوالاتی از این قبیل در ذهن ما ایجاد می شود: چه خواهد شد؟ آیا می توانم از پس آن برآیم؟ آیا توانایی لازم را دارم؟ اگر نشد چه می شود؟

تعاریف بالینی اضطراب روی عذاب عاطفی که یک محرک منفی یا خطر بالقوه به همراه می آورد تاکید دارند، و نه لزوماً واکنش به خود محرک. به عنوان نمونه، تعریف DSM-5 از اضطراب به این قرار است:

«پیش بینی نگران کننده خطر یا ادبار در آینده که با احساس نگرانی، ناراحتی، و/یا نشانه های جسمانی تنش همراه می شود. کانون خطر احتمالی می تواند درونی یا بیرونی باشد

 

  1. مولد استرس، بیرونی اما مولد اضطراب درونی است

استرس از تجربه فشار (مثلاً سررسید تحویل کار، درخواست یکی از دوستان، ترافیکی که حرکت شما را کند کرده و موارد مشابه) ایجاد می شود، در حالیکه اضطراب معمولاً با احساسات ما درباره تجربه بالقوه و اینکه چطور از پس موقعیت های مختلف آتی بر خواهیم آمد ارتباط پیدا می کند (مثلاً سوالات درونی، از قبیل آیا می توانم انجامش بدهم؟ آیا مهارت لازم را دارم؟ بهتر نیست که به سراغش نروم؟). به زبان ساده تر، تفاوت استرس و اضطراب در این است که استرس به تجربه ما در هنگام فشار اشاره دارد، اما اضطراب به احساس ما درباره آن تجربه مربوط می شود. در واقع، استرس به خاطر یک عامل استرس زای موجود به وجود می آید، اما اضطراب اساساً استرسی است که بعد از حذف عامل استرس در ما وجود دارد.

 

  1. معمولاً استرس به زمان حال مربوط می شود، اما اضطراب ریشه در آینده دارد

معمولاً استرس، موقعیتی (situational) است و به یک الزام یا فشار واقعی و موجود وابسته است. مثلاً رئیس مان انتظار دارد که کار را در موعد مقرر تحویل بدهیم، همسرمان انتظار دارد که لباس ها را از خشکشویی بگیریم، فرزندمان انتظار دارد که او را از مدرسه به خانه بیاوریم و مشتری انتظار دارد که محصول را به موقع به دستش برسانیم. همینطور که کارهایی را انجام می دهیم که برای اجابت الزامات زندگی ضروری هستند، احساس استرس می کنیم. در واقع، استرس با انجام کار سر و کار دارد.

اما اضطراب با آینده، اتفاقاتی که ممکن است بیفتد و احساس ما در ارتباط است. واژه نامه وبستر اضطراب را اینطور تعریف می کند: «ترس یا نگرانی درباره آنچه که می تواند اتفاق بیفتد.» اضطراب یک مفهوم شناختی درباره احتمالات بالقوه آینده است، اما استرس در مورد چیزی تجربه می شود که هم اکنون در حال روی دادن است.

 

  1. استرس، موقعیتی است، اما اضطراب فردی و شخصی

از آنجایی که استرس غالباً از فشار بیرونی نشأت می گیرد، معمولاً وابسته به موقعیت و بنابراین، خارج از کنترل ما به نظر می رسد. بنابراین، استرس به ندرت احساس مسئولیت یا شرمندگی به وجود می آورد. در عوض، حتی در برخی از فرهنگها گاهی به عنوان افتخار یا نشانه ای از جایگاه بلند فرد نیز مورد تحسین قرار می گیرد. از طرف دیگر، اضطراب به غرور و افتخار یا تلاش برای انجام آنچه که در توان داریم ربطی ندارد. در عوض، اضطراب معمولاً به عنوان یک نقطه ضعف، یک ناتوانی روانی، و در نتیجه چیزی در نظر گرفته می شود که باید به خاطر آن احساس شرمساری کرد.

 

  1. استرس و اضطراب، علائم جسمانی مشترکی دارند

علیرغم تفاوت استرس و اضطراب از نقطه نظر معنایی، بالینی و فرهنگی، تمیزدادن علائم فیزیولوژیکی این دو حالت تقریباً غیرممکن است. استرس و اضطراب حاد، هر دو یک واکنش خودکار دفاعی برای نجات را بر می انگیزند که معمولاً به واکنش جنگ یا گریز معروف است. این واکنش ناخودآگاه باعث مجموعه ای از تغییرات فیزیکی در محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) می شود که بدن را برای مواجهه با خطر آماده می کند. در این حالت، هوشیاری و توجه افزایش می یابد، انرژی بیشتر شده و اکسیژن بیشتری جذب می شود، ایمنی بدن بیشتر مورد توجه قرار می گیرد و بدن برای اتخاذ عمل مناسب (رویارویی یا فرار) آماده می شود. با وجود اینکه شدت واکنش به تهدید می تواند متفاوت باشد، اما تجربه استرس و اضطراب در بدن ما کمابیش یکسان بوده و تمیزدادن بین این دو از نظر فیزیولوژیکی تقریباً غیرممکن است.

 

  1. چگونگی تعریف استرس و اضطراب و تجربه ما تحت کنترل خودمان است

هنگامی که سخن از تفاوت استرس و اضطراب به میان می آید، قدرت تفکر انسان را نمی توان و نباید نادیده گرفت. در شرایطی که استرس و اضطراب نشانه های ظاهری مشترکی دارند، بخش عمده ای از تفاوت استرس و اضطراب به چگونگی تعریف ما از تجربه خودمان بستگی دارد. در واقع، ما با برچسب زدن به تجربه هایمان به احساسات مان شکل می دهیم. به عنوان مثال، می توانیم بگوییم که به خاطر یک پروژه بزرگ استرس داریم یا به خاطر یک پروژه بزرگ اضطراب داریم. معنی هر جمله می تواند با دیگری مشابه یا کاملاً متفاوت باشد. تنها چیزی که در این اظهار تجربه تفاوت ایجاد می کند، معنایی است که این دو کلمه برای شما و مخاطب تان دارد. کلمات استرس و اضطراب برای بعضی از مردم معنای یکسان یا مشابهی دارند، اما برای عده ای دیگر بین استرس و اضطراب تفاوت وجود دارد. رسیدن به این درک که می توانیم روی نحوه تعریف تجربه هایمان کنترل داشته باشیم در مدیریت استرس و اضطراب به ما کمک قابل توجهی خواهد کرد.

 

علیرغم وجود تفاوت های مفهومی بین استرس و اضطراب، شباهت های متعددی نیز بین آنها وجود دارد، از جمله فعل و انفعالات بین استرس و اضطراب و تداخل یا هم زمانی آنها. مثلاً استرس به این خاطر که موعد تحویل یک پروژه همین امروز به پایان می رسد می تواند باعث تقویت اضطراب برای سررسید پروژه های آتی شود و استرسی که به خاطر ترافیک صبح تجربه می کنید می تواند این اضطراب را در شما به وجود بیاورد که بقیه وقت روزتان را چطور می توانید مدیریت کنید.

افزون بر این، تفاوت های فردی خاصی نیز در دیدگاه ما نسبت به استرس و اضطراب وجود دارد و سبک و سیاق ما در تعریف این دو حالت به این دیدگاه و طرز فکر شکل می دهد. در واقع، تحقیقات حاکی از آن است که تجربه احساسی ما تابع طرز فکرمان نسبت به استرس و اضطراب و تعریفی که از آنها داریم است. همینطور که به تجربه خود برچسب می زنیم، در تولید هرچه بیشتر آن دخیل می شویم.

اما خبر خوب این است که کنترل این برچسب زدن در اختیار خودمان است، و این به نوبه خود می تواند تجربه ما را دگرگون کند. در نهایت، تفاوت استرس و اضطراب بیشتر از آنکه ذاتی باشد، به چگونگی تعریفی بر می گردد که ما از آنها در زندگی خود داریم. در واقع، طرز فکر ما درباره تجربه هایمان چیزی است که بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد.

نظر شما چیست؟ شما چه تفاوت یا تفاوت هایی را در تجربه خود از استرس و اضطراب احساس می کنید؟


منبع