مهندسی معکوس چیست و چه کاربردی دارد؟

 

مهندسی معکوس چیست و چه کاربردی دارد؟


مهندسی معکوس (Reverse Engineering) در زُمره روشهایی قرار می گیرد که در حوزه ها و زمینه های مختلفی از آن بهره برداری می شود، اما شاید بتوان به جرأت ادعا کرد که هم درک و شناخت و هم توجه به جدّیت و اهمیت کاربرد آن در دنیای کسب و کار مغفول مانده است. اگر نمی دانید که مهندسی معکوس چیست و چه کاربردی می تواند برای شما داشته باشد، با ما در ادامه این مطلب همراه باشید.

پیش از هر چیزی به سراغ پاسخ به این سوال می رویم که «مهندسی معکوس چیست».

 

مهندسی معکوس چیست ؟

مهندسی معکوس

معمولاً زمینه و حوزه ای که در آن از مهندسی معکوس استفاده می شود باعث ایجاد تفاوتهایی در معنی آن خواهد شد. اما به طور کلی می توان مهندسی معکوس را به عنوان فرآیندی برای حل مسأله تعریف کرد که به جای سوال، از پاسخ شروع می شود.

یکی از کاربردهای رایج مهندسی معکوس که به درک ماهیت آن نیز کمک خواهد کرد، بررسی و موشکافی سیستم ها و کالاهای ساخته شده توسط دیگران و عناصر سازنده آنها، و سپس «مهندسی معکوس» و تولید مجدد آنهاست. اگر باز هم این مفهوم برای شما روشن نیست، ملموس ترین نمونه ای که می توان در این زمینه مثال زد، کپی کاری چینی ها از محصولات و فناوری های مختلف است که به کمک مهندسی معکوس ساخته شده و به احتمال قریب به یقین، شما هم حداقل یکی از این تولیدات را در منزل یا محل کار در اختیار دارید!

از نمونه های دیگر مهندسی معکوس می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • استفاده از کدهای یک نرم افزار و استفاده از آنها برای تولید محصول مشابه؛
  • دستیابی به یک هواپیمای فوق پیشرفته جنگی، شناخت تکنولوژی به کاررفته در آن و تولید محصول مشابه؛
  • مدلسازی از استخوان و تلاش برای تولید پروتزهایی مشابه با استخوان اصلی؛
  • کپی برداری از سیستم دفع حرارتی کارتهای گرافیک جدید یک شرکت توسط یک شرکت دیگر.

البته، اینکه کمک گرفتن از مهندسی معکوس وجداناً یا اخلاقاً صحیح است یا نیست بر عهده ذهن خواننده گذاشته می شود، در عین حال عموماً قانونی هم بر ضد آن تصویب نشده، مگر اینکه قوانین مالکیت معنوی یا کپی رایت را نقض کند. علاوه بر این، دست کم کاربردی که در ادامه برای مهندسی معکوس در کسب و کار ذکر خواهیم کرد کاملاً حرفه ای و به دور از مسائل به اصطلاح خاکستری رنگ است.

 

مهندسی معکوس چه کاربردی دارد؟

حال که دست کم به لطف کالاهای چینی متوجه شدیم که مهندسی معکوس چیست، باید ببینیم که چه کاربردی دارد و در عمل چگونه می توانیم از آن استفاده کنیم.

علیرغم اینکه مفهوم مهندسی معکوس ساده به نظر می رسد، اما به منظور دریافت نتیجه مطلوب، به فعالیتهای متعدد، برنامه ریزی و اجرای فرآیندهای نظارتی نیاز است. در واقع، مهندسی معکوس بخشی از کلیت برنامه ریزی استراتژیک به شمار می رود. بنابراین پیش از آنکه به سراغ بحث اصلی برویم و بیشتر از کاربرد مهندسی معکوس در کسب و کار سخن بگوییم، باید کمی درباره برنامه ریزی استراتژیک توضیح بدهیم.

هر کسب و کاری یک بار در سال باید اقدامات مربوط به برنامه ریزی استراتژیک را انجام بدهد. این فرآیند به شما کمک می کند تا کسب و کار خود، منابع آن، بازار، مشتریان و از همه مهم تر، جهتی که به آن سمت حرکت می کنید را ارزیابی کنید. کسب و کار شما چه اوضاع و احوالی دارد؟ چگونه به اینجا رسیده و آیا همین روند باید ادامه پیدا کند؟ اجرای فرآیند برنامه ریزی استراتژیک باعث می شود که بازار و محصولات یا خدمات خود را مجددا به زیر ذره بین ببرید تا متوجه بشوید که آیا چیزی که می فروشید هنوز هم با بازار هدف شما تناسب دارد یا خیر.

البته سوالات سختی را باید از خود بپرسید. در واقع، هرچه سوال سخت تر باشد، پاسخ بهتر و کاراتری را دریافت می کنید، حتی اگر این چیزی نباشد که مایل به شنیدنش باشید.

برنامه ریزی استراتژیک به شما کمک می کند تا این سه سوال اصلی را کاملاً درک کنید، به آنها پاسخ بدهید و برای آنها مستندسازی کنید:

  1. در حال حاضر کجا هستیم؟
  2. به کدام سمت حرکت می کنیم؟
  3. چگونه به جایی که باید خواهیم رسید؟

مهندسی معکوس فرآیندی است که پس از درک پاسخ به سوالات دوم و سوم از آن استفاده می کنیم.

حال به سراغ ذکر یک مثال می رویم تا دقیقاً مشخص شود که مهندسی معکوس چیست و چه کاربردی در کسب و کار دارد.

 

درک چیستی و کاربرد مهندسی معکوس در قالب مثال

فرض را بر این بگیریم که امسال به رقم یک میلیون تومان فروش دست پیدا کرده اید و سال خوبی را پشت سر گذاشته اید. با وجود اینکه آسانترین کار این است که قانع باشید و به این امید بنشینید که سال دیگر هم همین موفقیت را کسب کنید، اما این از آن استراتژی هایی است که ریسک بسیار زیادی دارد و حتی شاید ساده لوحانه باشد، چرا که بازار به سرعت در حال تغییر است و کسب و کارها نه تنها فقط از رقبای داخلی، که از سوی رقبای بین المللی نیز در معرض تهدید قرار گرفته اند. اینترنت، بازار جدید و رو به رشدی را به راه انداخته که هم فرصت و هم به نوبه خود یک تهدید است.

به مثال مان بر می گردیم.

شما تصمیم گرفته اید که چند محصول به دامنه محصولات فعلی اضافه شود تا همگام با بازار به پیش بروید و یک هدف فروش ۱٫۵ میلیاردی هم برای سال آینده تعیین شده است، یعنی یک افزایش ۵۰ درصدی.

اکنون سوال این است که چگونه می توان به چنین هدفی دست پیدا کرد؟ اینجا همانجایی است که مهندسی معکوس کاربرد دارد…

 

کاربرد مهندسی معکوس

حالا ما می دانیم که هدف نهایی فروش، ۱٫۵ میلیارد تومان است. ضمناً از عناصر سازنده این رقم، یعنی محصولات مختلف، از جمله محصولات جدید امسال نیز آگاهیم. با اطلاعاتی که در دست داریم، این سوال را می پرسیم:

برای تحقق ارقام هدف امسال، کسب و کار ما در طول ۱۲ ماه آینده باید چگونه باشد؟

این «چگونگی» به عملکرد فروش، محصولات و آیتم های فروخته شده، مکانهایی که در آنها بازاریابی و تبلیغات انجام می شود و ساختار اداری لازم برای تولید، عرضه و ارائه این محصولات (از جمله، تعداد کارکنان هر بخش) اشاره دارد.

رشد کسب و کار به کمک مهندسی معکوس

با توجه به آنالیزی که انجام داده ایم و اطلاعاتی که به صورت تخمینی در دست داریم، کلیت ۹ ماه، شش ماه و سه ماه آینده را در نظر می گیریم. سپس بیشتر روی سه ماهه اول سال وقت می گذاریم: در اینجا دقیقاً باید مشخص کنیم که در این دوره چه فعالیتهایی باید انجام شود تا در مسیر درستی قرار بگیریم، چرا که شکست یا فراتر رفتن از انتظارات در همین بازه زمانی، تأثیر اساسی بر نتیجه نهایی خواهد گذاشت. اینجا همانجایی است که باید با توجه به جزئیات، روی برنامه ریزی دقیق و اهداف استراتژیک و هدفهای کلی مان تمرکز کنیم. به علاوه، باید مشخص و مستند کنیم که چه کسی و تا چه زمانی چه فعالیتی را باید با کسب نتیجه مطلوب به سرانجام برساند.

 

کاربرد موثر مهندسی معکوس به دقت به جزئیات بستگی دارد

جزئیات سطوح فعالیت و وظایف در کسب و کار باید مشخص شود. وظایف به فعالیتهای روزانه، هفتگی و ماهانه تبدیل شده و زیرنظر گرفته می شوند. در اینجا وظیفه مدیران، نظارت مستمر، حمایت و خالی کردن وقت کارکنان برای انجام وظایفی است که مسئول آن هستند.

توصیه می شود که جلسات هفتگی برگزار شود. البته طولانی بودن این جلسات ضرورتی ندارد، اما باید جامع باشند. چنانچه یکی از اعضای تیم مرتباً اهداف (زمانی، کمّی یا کیفی) مورد نظر را برآورده نمی کند، چنین جلساتی این را مشخص خواهند کرد و با ارائه نقش مشورتی می توانند باعث انجام مطلوب فعالیتهای آتی شوند.

علیرغم اینکه با توجه به تنوع کسب و کارها نمی توان برای همه اهداف و فعالیتها نسخه پیچید، اما باید پیامدهای بالقوه عدم تحقق جزئی ترین اهداف را درک کنید. اگر قایقی در حال ترک ساحل فقط یک درجه از مسیر درست انحراف داشته باشد و این انحراف اصلاح نشود، آیا می تواند به مقصد اولیه خود برسد؟ همین در مورد کسب و کار شما هم مصداق دارد و به همین دلیل است که نظارت هفتگی، ماهانه، سه ماهه و شش ماهه اینقدر اهمیت دارد.

 

حرف آخر

در ابتدای این مقاله توضیح دادیم که مهندسی معکوس چیست و در ادامه با ذکر یک مثال به شرح کاربرد آن در کسب و کار پرداختیم. در عین حال، فقط همینکه بدانید که مهندسی معکوس چیست و چه کاربردی دارد برای کسب موفقیت کفایت نمی کند، بلکه همیشه به اطلاعات اساسی، توجه به جزئیات و مرحله بندی کار نیاز دارید تا فرآیند کار به نحو احسن به پیش برود.

در زندگی خود هرگاه که می خواهید کاری را انجام بدهید همیشه سعی کنید که از همه توان و امکانات تان مایه بگذارید. در مورد استفاده از مهندسی معکوس در کسب و کار هم از یک فرآیند حساب شده استفاده کنید که به کارتان ساختار می دهد و به عنوان ابزاری برای ایجاد تغییرات مثبت و ماندگار در کسب و کار شما عمل می کند. سپس، در بازه های زمانی مشخص به سراغ ارزیابی و جرح و تعدیل این فرآیند بروید تا بتوانید به موفقیتی که شایسته آن هستید دست پیدا کنید.